جلال الدين الرومي
221
فيه ما فيه ( فارسى )
فصل فرمود اوّل 357 كه شعر مىگفتيم داعيهاى بوديم عظيم كه موجب گفتن بود . اكنون 358 در آن وقت ، اثرها داشت . و اين ساعت كه داعيه فاتر شده است و در غروب است هم ، اثرها دارد . سنّت حق تعالى چنين است كه چيزها را در وقت شروق تربيت مىفرمايد و ازو اثرهاى عظيم و حكمت بسيار پيدا مىشود . در حالت غروب نيز همان تربيت قايم است . رَبُّ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ « * » يعنى يربّى الدّواعى الشّارقة و الغاربة . معتزله مىگويند كه خالق افعال بنده است ، و هر فعلى كه ازو صادر مىشود بنده خالق آن فعل است . نشايد كه چنين باشد . زيرا كه آن فعلى كه ازو صادر مىشود يا به واسطهء اين آلت است كه دارد ، مثل عقل و روح و قوّت و جسم ، يا بىواسطه . نشايد كه او خالق افعال باشد به واسطهء اينها ، زيرا كه او قادر نيست بر جمعيّت اينها . پس او خالق افعال نباشد به واسطهء آن آلت چون آلت محكوم او نيست ، و نشايد كه بىاين آلت خالق فعل باشد . زيرا محال است كه بىآن آلت ازو فعلى آيد . پس على الاطلاق دانستيم كه خالق افعال حق است نه بنده . هر فعلى ، امّا خير و امّا شرّ ، كه از بنده صادر مىشود ، او آن را به نيّتى و پيشنهادى مىكند ، امّا حكمت آن كار همان قدر نباشد كه در تصوّر او آيد . آنقدر معنى و حكمت و فايده كه او را در آن كار نمود ، فايدهء آن همان قدر بود كه آن فعل ازو به وجود آيد . امّا فوائد كلّى آن را خداى مىداند كه از آنچه برها خواهد يافتن . مثلا چنانك نماز مىكنى به نيّت آنكه تو را ثواب باشد در آخرت ، و نيكنامى و امان باشد در دنيا . امّا فايدهء آن نماز همين قدر نخواهد بودن ، صد هزار فايدهها خواهد دادن كه آن در وهم تو نمىگذرد .
--> ( * ) سورهء شعرا آيهء 28